پیرمرد با لباس پاکبانی یه بسته مرغ برداشت. نوبتش که شد فهمید قیمتش ۹۱ هزار تومنه، گذاشت و رفت. خرد شدم، بغض خفه‌ام کرده بود، اینقدر پر از خشم بودم که حواسم نبود به صندوقدار بگم بقیه‌اش رو من حساب میکنم. دیگه هم پیداش نکردم. نشستم تو ماشین، هی فحش دادم و گریه کردم. بیچاره مردم

Jan 15, 2022 · 1:36 PM UTC

2
3
1
84
Replying to @hadanmoosavi
تا دلت بخواد پول شبکه های جاسوسی خارج و داخل کشور میدن هیچ غلطی هم نمیتونند بکنند دست آخر تتیر روزنامه اند
1